اشعار شاعران جوان
کتاب " کسی از این شعر سر در می آورد " (۱)
چوپانی ها به چوپانان لاویج
(۱) آنجا که شعرم قافیه می بازد
لبت می نوازد و چشمت می خواند
غربت کوهستان را
(۲) گله ات خط غروری
بر کمر گاه " سیلم" کشیده است
پلنگ غرور کوهستان
(۳) در نی می دمی
و دلتنگی ات را رمه رمه رمه
هی می کنی
(۴) تا آوازت را
در نی لبک می افروزی گرگها
قصد گله ات نمی کنند
(۵)شب تکه زغالی است
در نگاه بره هایت
چشم چین شور چشمی ها
(۶) ماه هر شب
یک رمه ستاره را
در چشم هایت
به شب چره می آورد
قنبر یوسفی
چوپانی ها به چوپانان لاویج
(۱) آنجا که شعرم قافیه می بازد
لبت می نوازد و چشمت می خواند
غربت کوهستان را
(۲) گله ات خط غروری
بر کمر گاه " سیلم" کشیده است
پلنگ غرور کوهستان
(۳) در نی می دمی
و دلتنگی ات را رمه رمه رمه
هی می کنی
(۴) تا آوازت را
در نی لبک می افروزی گرگها
قصد گله ات نمی کنند
(۵)شب تکه زغالی است
در نگاه بره هایت
چشم چین شور چشمی ها
(۶) ماه هر شب
یک رمه ستاره را
در چشم هایت
به شب چره می آورد
قنبر یوسفی
(۱) سروده های قنبر یوسفی از شاعران منطقه لاویج است که علاوه بر این کتاب در زمینه های مطبوعات - روزنامه نگاری و طنز هم فعالیت دارد چند شعر از این کتاب تحت عنوان چوپانی ها به
چوپانان لاویج تقدیم شده است.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱ اسفند ۱۳۸۴ ساعت 17:37 توسط وحید کیانی
|
این وبلاگ با نگاهی انتقادی به پیامدهای منفی گردشگری در دهستان لاویج می پردازد. پیامدهایی همچون تغییر هویت فرهنگی - تخریب محیط زیست - از بین بردن اتحاد و همبستگی محلی و طایفه ای و .....