دلنوشته
دلنوشته
امروز شنبه 13 مهرماه ۱۳۹۲ ، برای اولین بار از اینکه خودم را لاویجی بدانم ، احساس حقارت کردم. همیشه در روزنامه ها ، مقاله ها و سایت ها از لزوم توجه به گردشگری و بارور کردن پتانسیل های آن در منطقه مطالب فراوانی نوشته ام، اما ، از پیامدهای منفی هجوم گردشگر نیز غافل نبوده ام . اما نمی دانستم این پیامدهای منفی انقدر دامنگیر مردم و منطقه لاویج خواهد شد که زمانی برای رفتن به خانه و زمین خود هم باید منتظر اجازه سرمایه داران بی هویتی باشد که با پول های دزدی و باد آورده خود منطقه را به لجن کشیده باشند. نمی دانم مقصر چه کسانی هستند ، مردم ، مسئولان محلی یا قلدر مابان سرمایه دار یا نه شاید مقصر اصلی فقر مردم منطقه باشد که از سر استیصال آنها را به دامن این افراد سود جو و بی هویت انداخته است.
هر روز در منطقه شاهد سوء استفاده سرمایه داران و خریداران زمین از مردم منطقه هستیم که متاسفانه همیشه طرف ضرر کننده مردم محلی هستند. اما مقصر خود مردم هستند، متاسفانه مردم منطقه با اولین برخورد با خریداران زمین که عمدتا از تهران می باشند تمام اسرار و خصوصیات مردم منطقه را برای آنها بازگو می کنند به طوری که بعد از چند روز این خریداران تمام ایل و طایفه و حتی اسم کوچک افراد محلی را یاد گرفته و از آنجایی که در محیط بزرگی همچون تهران رشد کرده اند همچون گرگ به جان مردم منطقه و زمین هایشان می افتند. آنچه من را بر این داشت تا این دلنوشته را بنویسم ماجرای خرید و فروش قطعه زمینی است که پدرم بعد از 75 سال زندگی در روستای رئیسکلاء لاویج باید برای گرفتن عبور و مجوز فروشش گوش به زنگ آقای فلانی باشد که در تهران در خانه مجلل خود اجازه آن را صادر کند. و چه زیبا بود وقتی شوراها و دهیار های محل نیز با ما همگام شدند و مرتبا برای گره گشایی از کار ما با این آقا تماس می گرفتند. شوراها و دهیاری به جای اینکه مدافع حقوق مردم محل خود باشند به نگهبان اموال خریداران زمین تبدیل شده اند.دلم از این موضوع نگرفت چون طبق قانون حق آنان می باشد و صاحب فعلی زمین می باشند اما دلخوریم از این است که بنده با توجه به شغل و موقعیت خود تقریبا تمام ایران را چندین بار سفر کرده ام و هر جا پای این افراد به آنجا باز شده بود از امکانات رفاهی بهتری برخوردار بودند( امکاناتی همچون، کتابخانه، بیمارستان، خدمات اورژانس، ساخت مساجد و ....).چه بسیار سرمایه داران و خریداران زمینی که کمک حال مردم ضعیف بوده و چه جهیزیه و عروسی هایی که برای دختران و پسرانشان نمی گیرند. اما دریغ از یک نمونه این مسائل در لاویج. 20 سال از روند توسعه گردشگری در این منطقه می گذرد اما هنوز هیچ سرمایه داری هیچ گونه کمک رفاهی برای منطقه نکرده است . نه تنها هیچ کمکی در این زمینه ها صورت نگرفته بلکه حتی با راه انداختن بورس بازی زمین فشار های مضاعفی به مردم منطقه تحمیل می کنند.
اما روی سخنم با شوراها و دهیاری های منطقه و به خصوص روستای رئیسکلا می باشد که هر چه زودتر منشور حقوق مردم محلی را تدوین و در ابتدای خرید زمین و خانه آن را به اطلاع خریداران شهری برسانند که به جای مزاحمت برای مردم محلی گره از کار این مردم ساده و بی آلایش بردارند و در راه عمران و آبادانی محل حضور و مشارکت جدی داشته باشند. و مردم منطقه نیز همچون روزگاران قدیم یکدست و متحد همواره پشت یکدیگر باشند و برای زندگی ارام و بی دغدغه در لاویج زیبا تلاش کنند.
انشاالله
به امید لاویجی آباد و زیبا
وحید کیانی ، دانشجوی دکتری دانشگاه تهران
این وبلاگ با نگاهی انتقادی به پیامدهای منفی گردشگری در دهستان لاویج می پردازد. پیامدهایی همچون تغییر هویت فرهنگی - تخریب محیط زیست - از بین بردن اتحاد و همبستگی محلی و طایفه ای و .....