تبليغاتX
بهشت مازندران
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
کنکاشی در مردم شناسی منطقه لاویج

  نمونه هايي از جشن ها و اعياد در منطقه لاويج : آداب و رسوم محلي

 

   مراسم گهواره بستن كودك : از آنجايي كه رسم و رسومات عروسي همه جايي است از تكرار آن خود داري مي كنم وبه رسم گهواره بستن (گاهره وني)مي پردازم.بعد از تولد فرزند ،مادر عروس براي كودك لباس ،كمد ،اسباب بازي وتمام وسايل لازم براي پوشش و زندگي از بدو تولد تا 7سالگي را محيا مي كند و به دختر ودامادش هديه مي كند به همراه يك گهواره كه در روز سوم تولد فرزند همه خويشاوندان وآشنايان جمع مي شوندو كودك را در گهواره مي بندند و روي گهواره گردو مي شكنند تا كودك درد دندان نگيرد و براي كودك دعا مي كنند تا از زلزله ، رعد و برق ،طوفان و سرو صداي پدر و مادر نهراسد ودر آخر اقوام و بستگان پول ،طلا وهدايايي به كودك ميدهند . در شب پنجم تولد نيز پدر و ماد عروس به همه اقام وبستگان  وليمه مي دهند .

   چهارشنبه سوري : در چهار شنبه هفته آخر سال كه مراسم چهار شنبه سوري (به زبان مازندراني پدرام سروش) برگذار مي شود زنان روستا همگي جمع مي شند وصبح دوز چهار شنبه آشي درست مي كنند كه در آن از هفت نوع ترشي از جمله آب انار ،آب ازگيل ،آب آلوچه ،گوجه سبز،سركه ،آب نارنج وآب ليمو استفاده مي كنند و به آن آش هفت ترشي مي گويند و هم خودشان مي خورند و هم بين اهالي روستا پخش مي كنند . هنگام غروب هم جشن مي گيرند و براي خود و خانواده ها يشان آرزوي خوشبختي مي كنند و از روي آتش مي پرند .

  *جشن ديگر جشن تيرماه سيزده شو است كه  مخصوص مازندراني ها مي باشد ودر اواسط آبان ماه بر گزار مي شود. در اين شب كو دكان و نوجانان به خانه هاي اهالي رفته  ودست مال پرت مي كنند و خوراكي دريافت مي كنند و براي دختر و پسر هايي كه تاه عقد كردند مادر داماد براي عروسش لباس ،كفش، روسري ،هنا ، قندو لوازم ديگررا تهيه كرده و برايش مي فرستد و در عوض مادر عروس نيزنان محلي ،آب دندان ،تخم مرغ پخته رنگ شده،شيريني وميوه به خانه داماد مي فرستدو مادر داماد آنها را بين خويشاوندان وآشنايان پخش مي كنند.

  *آيين سنتي 26عيد ماه طبري هر سال در تاريخ 26تير ماه شمسي كه در بيشتر روستاهاي مازندران از جمله لاويج برگزار مي شود .به باور قديمي در اين روز فريدون پادشاه پيشدادي ،ضحاك ستمگر رادر دماوند به زنجير مي كشد ومردم لاويج در اين روز كشتي لوچو بر گزار مي كنند و به مصاف هم مي روند و هر سال يك نفر از اهالي به همه شركت كنندگان در مساقه وليمه مي دهند ودر آخر به برندگان جوايزي اهدا مي شود.

   آداب ماه رمضان : ماه رمضان به ماه مبارک نام برده می‌شود چون ماه تهذیب نفس و اخلاق است و همه سعی دارند که با ادای فرایض دینی و برپایی نماز جماعت از ثواب این ماه بیشتر بهره مند شوند. در این ماه صله رحم را به جای آورده و به فقرا و محرومان و آشنایان افطاری می‌‌دهند.در شب‌های قدر و احیا که شب نزول قرآن است. درروضه خوانی کشته شدن علی شرکت کرده به سوگواری می‌‌پردازند زنان و مردان شب‌های قدر را احیا نگه می‌‌دارند تا صبح بیدار می‌‌مانند دعا می‌‌خوانند و قران، بر سر می‌‌گذارندودر اين روزها نيز نذورات خود را بين مردم پخش مي كنند .

   دندان سري : یکی از مراسم دوران کودکی مراسم دندان سری است که هم‌زمان با ظاهر شدن اولین دندان‌های طفل برگزار می‌شود. در این مراسم مادر کودک شیر برنج یا آشی که انواع حبوبات در آن وجود داشته باشد می‌‌پزند و کاسه‌ای از اش را به خانه فامیل‌ها و دوستان می‌‌دهد معمولا" رسم است که افراد هنگام پس دادن کاسه، هدیه‌ای مانند جوراب، روسری یا پول در آن می‌‌گذارند.

 

              برگرفته از سايت :        http://anthropology1384.blogfa.com

 

 

|+| نوشته شده توسط <-وحید کیانی-> در دوشنبه 15 بهمن1386 و ساعت 15:29 | 
مقاله : بررسی وضعیت جمعیتی، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی دهستان لاویج

 

 

    

   نگاهی گذرا به وضعیت اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی دهستان لاویج :

 

                  رحیمه توکلی

      (کارشناسی ارشد مددکاری اجتماعی)

 

 دهستان لاویج از توابع شهرستان نور از بخش چمستان می باشد که فاصله آن تا شهرستان  نور 35    کیلومتر است. دهستان لاویج تقریباً به شکل مستطیل نامنظمی می باشد که دور تا دور آن را جنگل های سر سبز و کوه ها فرا گرفته است.

  از تاریخ این آبادی تا دوره اسلامی هیچ نشانه یا اثر مکتوبی در دست نیست اما قدمت تاریخی غیر مکتوب لاویج به دوره ساسانیان وحتی قبل از آن می رسد.  قدیمی ترین اماکن تاریخی دهستان لاویج اماکن مقبره امامزادگان و نوادگان پیامبر است که قدمت آن ها به قرن نهم و دهم هجری می رسد . امام زاده سید فخر الدین در روستای کیاکلا ، امام زاده سید محمد در روستای دیزینکلا ، امام زاده سید حسن در روستای بهبنگ و ذکریا سلطان در محلی به نام شیخ علیکلا از جمله ی این اماکن متبرکه می باشند.

  از آثار تاریخی دیگرمنطقه ، قلعه پی نساء بالای دامنه روستایی به نام دیزینکلا، سنگ واره آهکی نیم تنه مرد آویج واقع در تنگه لاویج، فیل سنگی ووجود گورهای گبری که نقطه تمرکز اصلی این گور ها در تپه های مشرف به روستای کیاکلا واقع در مکانی به نام سر خمن و دیگری بالاترین تپه های داخل مشرف به آبادی در بخش جنوبی آبادی حصلیمه است نام برد.  بر اساس آثار بدست آمده در سال 84، این دهستان دارای 777 خانوار و1 323 نفر جمعیت می باشد که 70 درصداز جمعیت در سن جوانی بین 20 تا 30 سالگی قرار دارند. روستای کیاکلا با 340 خانوار و 1326 نفر پرجمعیت ترین روستا و بعد از آن روستای رئیس کلا با 159 خانوار و 724نفر جمعیت در مرتبه دوم قرار دارد.

  لاویج دارای 15 روستا است که 12 روستای آن دارای سکنه و 3 روستای آن خالی از سکنه می باشد. .روستا های دارای سکنه عبارتند از : 1- کیاکلا ، 2- ملاکلا، 3- ملا محله، 4- خطیب کلا، 5- سادات محله ، 6- رئیس کلا، 7 - کرچی، 8- بهبنگ، 9- دیزینکلا، 10- لاویج تنگه، 11- آغوز کتی ،  12- خورتاب رودبار.

  شرایط طبیعی مناسب و کمبود زمین های هموار و کوهستانی بودن منطقه و وجود مراتع طبیعی سبب شده است که عمده ترین بخش فعالیت اقتصادی در دهستان مبتنی بر دامداری باشد. زمین های کشاورزی به علت توپوگرافی ناهمواری کمتر زیر کشت رفته و اغلب برای چرای دام استفاده می شود. همچنین رویش گیاهان و شکوفه های وحشی در بهار و تابستان این منطقه را برای پرورش زنبور عسل مساعد ساخته به طوری که عسل لاویج ، سوغات اصلی این دیار به شمار می رود.

  با توجه به بررسی های به عمل آمده، ساخت خانواده در دهستان از نوع زن و شوهری یا هسته ای می باشد و خانواده گسترده در آن کمتر دیده می شود. روابط پدر و مادر اگر چه به نظام پدر سالارانه نزدیک است با  این حال مرد به عنوان مدیری اقتصادی و زن به عنوان مدیر داخلی در راهبرد خانواده همکاری دارند، اساس ازداج بیشتر بر تک همسری و ازدواج به دو صورت درون گروهی و برون گروهی دیده می شود. از نظر سطح سواد، تعداد افراد باسواد، 2259 نفر است که 1157 نفر آن مرد و 1102 نفر آن ها زن می باشد. جمعیت دهستان لاویج، مسلمان معتقد به شیعه اثنی عشری می باشد،( بیشترین عامل گسترش اسلام و

 مذهب شیعه، روی آوردن و نیازمند شدن سادات علوی به این منطقه است).

  گویش اهالی به زبان فارسی یا لهجه مازنی است که به مرور زمان تغییراتی در آن ایجاد شده، این دهستان دارای 9 مسجد ، 7 مدرسه ابتدایی، 2 دبیرستان دخترانه و پسرانه، 2 مدرسه راهنمایی پسرانه و دخترانه، 4 خانه بهداشت، 6 نانوایی، 6 حمام و مخابرات، شرکت نفت، خانه بهداشت، کتابخانه و سالن ورزشی یک منظوره است.

 

 

منبع : توکلی , رحیمه , بررسی وضعیت جمعیتی، اقتصادی اجتماعی، فرهنگی و بهداشتی دهستان لاویج ،  دانشگاه علامه طباطبایی، دانشکده علوم اجتماعی، پایان نامه جهت اخذ مدرک کارشناسی مددکاری اجتماعی، سال 1385

   

       

 

|+| نوشته شده توسط <-وحید کیانی-> در شنبه 22 اردیبهشت1386 و ساعت 16:18 | 
مقاله : لاویج در آیینه تاریخ

      گذرگاه فرمانروایان
   ( نظری به تاریخ لاویج )
     دکتر صفر یوسفی (1)



لاویج آبادی تاریخی ناشناخته ای است که از تاریخی کهن حکایت ها در دل نهفته دارد. سرزمینی که از دورانی بسیار دور، آباد و مسکونی بوده، مانند قلعه طبیعی عظیمی به نظر می رسد. از این جهت همیشه مورد توجه فرمانروایان قرار گرفته و مامن و محل مناسبی برای آسایش حاکمان و والیان در جستجوی صلح و آرامش و یا گریخته از دشمن بود. لاویج مکان شایسته و ملجای ویژه ای برای سادات و علوی زادگانی بود که مورد تعقیب و آزار و کشتار خلفا و دیگران بودند. خرابه های آثار به جای مانده از حاکمان و مقبره های امام زادگان خود دلیل صادق و شاهد عادلی بر این دعوی است.
این منطقه هر چند  در حاشیه و بر کنار از وقایع مهم تاریخی و سیاسی، مرحله های حساس  تاریخ و فرهنگ کشور مان بوده، اما در قلمرو تاریخی و جغرافیایی اش حوادث و روی دادهای محلی فراوانی را در خود پنهان کرده است و افسانه ها و داستانها و حکایت های آن در خور توجه جالب و شنیدنی است.
تاریخ این آبادی تلفیقی از اسطوره ها و واقعیات است از آن رو هنگامی وقایع و حوادث و حکایت ها به مرز اسطوره نزدیک می شوند، هم چون تمام روایت های اساطیری مبهم و راز گونه اند، البته این اسطوره ها با نمادهایی بسیار ضعیف از واقعیت در آثار و بقا و خرابه های قلعه ها و گورها همراه است و گاه اسطوره های آن، صورتی مقلوب و دگرگون شده از واقعیت ها است. مانند جابه جایی احتمالی شخصیت تاریخی حسن بن زید علوی با امام حسن (ع) و یا امام حسن عسگری (ع) گاهی واقعیت ها و حوادث تاریخی با مبالغه، جلوه ای اسطوره ای می یابند، نیز افسانه ها و داستانهای دیگر چون نقش برجسته مرداویج زیاری بر دیواره سنگی تنگه ی لاویج. با این حال حوادث و وقایعی وجود دارد که در تاریخ یادی از آن ها رفته، ولی چون در تاریخ ایران به تاریخ ولایت های کوچک، توجه نشده، هم چنان تاریخ این ولایات ناشناخته مانده است، شاید از هزاران واقعه و حادثه تاریخی آن هم در منابع محلی ذکری از آن ها رفته، ذکر همین وقایع مهم و اندک، خود به خوبی تصویر گویایی از حیات تاریخی ابن منطقه و هر مکان دیگری به دست می دهد. به هر حال این منطقه در محدوده ی سرزمینی کوچک خویش، شاهد وقایع مهم تاریخی بوده است و فرمانروایان و حاکمان کوچک و بزرگ در لشکر کشی ها و فرار از مقابل لشکریان دشمن از لاویج به عنوان یک معبر مهم ارتباطی استفاده کرده اند.تنگه لاویج محل نبردهای مهم تاریخی و گریز گاهی برای سرداران و امیران و بزرگان و حاکمان و تخت گاهی برای حکمرانان محلی و نیز گذرگاهی برای فرمانروایان بزرگ بوده است.
قدمت تاریخ غیر مکتوب لاویج به دوران ساسانیان و حتی قبل از آن می رسد. بقایای خرابه های متعدد و گور ها و اشیاء و آثار مکشوف، حکایت از تاریخی با قدمتی طولانی دارد و تصویری کم رنگ از دوران حیات تاربخی و زیست مردمان در این منطقه به دست می دهد.
در منطقه لاویج گورهای گبری فراوانی وجود دارد. دو نقطه اصلی تمرکز این گورها یکی در تپه های مشرف به روستای کیاکلا واقع در جنوب این روستا در مکانی موسوم به سرخمن(
sarxomand) و دیگری در گردنه ی بالاترین تپه های داخلی مشرف به آبادی لاویج، در بخش جنوبی آبادی حصلیمه یا هسلیمه گردن
(
haslimah) معروف است. علاوه بر وجود گورهای گبری تصور می رود که احتمالاً آتشکده ای بر فراز این تپه وجود داشت. از جمله اشیائ کشف شده به نقل از گفته های مردمی سکه هایی است که قدمت آن به دوران ساسانیان می رسد و زینت آلات زرین و سیمین مشتمل بر گردنبندها و گوشواره ها و دستبند ها و قبضه هایی از شمشیر ها و غیره بوده است. از تاریخ این آبادی تا دوره اسلامی هیچ نشانه یا اثر مکتوبی در دست نیست و همچنین از وقایع و حوادث در ارتباط با فتوحات اعراب مسلمان در طبرستان تا نیمه ی دوم قرن سوم هجری ، یعنی پایگیری سلسله علویان طبرستان اطلاعات مفصل و دقیقی در منابع و تواریخ محلی وجود ندارد. به جز افسانه علویان طبرستان اطلاعات مفصل و دقیقی در منابع و تواریخ محلی وجود ندارد.
به جز افسانه آمدن امام حسن مجتبی یا عسگری(ع) به لاویج (ویا آمل و بابل) به گزارش منابعی ، مانند فتوح البلدان، تاریخ طبرستان و اولیا الله آملی در تاریخ رویان و میر ظهیر الدین مرعشی ، وجود فیل سنگی و تنیرو(
tanniroo) وسنگی با اثر و جای پای انسانی در جنگلی نز دیک روستای کیاکلای لاویج معروف به
«امم لینگ مال» (
emamling mal) جای پای امام یا به عبارتی بهتر (قدم گاه) ان حضرت، شهرت دارد، موارد یاد شده را از آثار حضور ان حضرت در آبادی لاوبج می دانند و غیر از افسانه های موجود، حادثه یا خبری دیگر از طریق منابع مکتوب و یا افسانه یی از اقوال شفاهی تا نیمه دوم قرن سوم هجری جز یک مورد استثنایی و احتمالی در دست نداریم و فقط بر اساس شواهد و قراینی احتمالاً رد و پای دو حادثه تاریخی را در این آبادی می توان پیدا کرد.
از این دو حادثه و واقعه تاریخی به طور صریح و دقیق ذکری در منابع نیامده است با حدس ها و احتمالات و توصیفاتی که در منابع درباره ی این حوادث آمده، می توان گفت محل وقوع این رویدادها آبادی لاویج بوده است. نخستین واقعه، لشکر کشی مصقله بن هبیره ی شیبانی در زمان معاویه بع رویان است ، با در نظر گرفتن این نکته که منابع اشاره ای به این لشکر کشی از طریق دشت رستمدار (نور  ) به کجور و رویان نکرده اند، فقط احتمال میرود که مصقله در مسیر خود از لاویج عبور کرده و از طریق کالج و پی اسپرس به کجور رفته باشد، به خصوص این که مصقله مدت دو سال با اصفهبد فرخان طبرستان مشغول جنگ بود و سرانجام در کجور کشته شد. روی داد دوم، ماجرای لشکر کشی سردار عرب به نام فراشه به طبرستان است.
احتمال وقوع این حادثه تاریخی، یعنی جنگ فراشه در تنگه ی لاوبج با اطلاعات و نشانه هایی که منابع به دست می دهند و داستانی که در السنه و افواه جاری است و سینه به سینه نقل شده، بشتر از رویداد لشکر کشی مصقله بن هبیره ی شیبانی است، این لشکر کشی در زمان خلافت مهدی عباسی بین سالهای (166-163ه.ق)
صورت گرفت چون این خبر (کشته شدن اعراب و سالم فرغانی سردار خلیفه) به خلیفه رسید. فراشه نلم امیری را با ده هزار روانه گردانیدف فراشه به راه ارم  به طبرستان امد و سپاهیان ده هزار نفری فراشه در موضع تنگه ی لاویج شکست خورد هف فراشه، به دستور اصفهبد و نداد هرمزد گردن زده شد.
این حادثه در سال هیجدهم سلطنت اصفهبد شهریار پادوسبان گاوباره حاکم رویان بود که از سال 142ه.ق به حکومت رسیده بود.در این نبرد اصفهبد ونداد هرمز قارون وند با اسپهبد شروین سرخاب سواد کوهی (ملک الجبال) با مصمغان و لاش حاکم میان دورود ساری واستندار شهریار یکم بن خورزاد پادوسبان گاوباره با یکدیگر متحد شده بودند.
با توجه به ان چه در منابع آمده، آن چه که در افواه مردم لاویج وجود دارد میتوان گفت که محل این نبرد تاریخی تنگه ی لاویج بوده است.
می گویند مردم در این نبرد برای کمک و همراهی سپاهیان با دمیدن در بوق و نواختن بر طبل و فرو غلتاندن سنگ ها و بریدن درخت ها، که انعکاس صدای تبرها در هنگام بریدن درخت ها فضای هولناکی به وجود می آورد، سپاهیان عرب را دچار رعبی عظیم گردانیده و آنان«متحیر و سراسیمه شدند و گمان افتاد صاعقه ی قیامت است. »
شکست سختی را مردم و سپاهیان رستمدار (نور) به آنان وارد ساختند. از این زمان تا خروج داعی کبیر حسن بن زید علوی و تاسیس سلسله ی علوی طبرستان(250ه.ق) اطلاعی درباره ی حوادث تاریخی آبادی در دست نیست.
به استناد برخی منابع، هنگامی که داعی کبیر، حسن بن زید از مقابل سلیمان بن عبدالله، حاکم طاهری در ساری گریخت به منطقه لاویج آمد. اولیاء الله آملی از این موضوع در تاریخ رویان یاد کرده است، او می نویسد: «داعی به لاویجه رود معسگر ساخت» .
ابن اسفندیار درباره ی نبر داعی کبیر حسن بن زید با لشکریان سلیمان بن عبدالله طاهری و متحدش اصفهبد مبک الجبال بن شریار باوندی (سوادکوهی) در منطقه لاویج رود چنین نوشته است:«حسن ین زید به لاویجه رود آمد و مشورت طلبید از یاران خویش، دیالم (دیلمیان) گفتند این جای نکوست ما را دستوری ده تا اول بر پیادگان اصفهبد قارن زنیم و ایشان برداریم که در این موضع چون پیاده شکسته شود. سوار هیچ به دست ندارد. حسن بن زید رخصتداد، بیمدند و پیاده را          به یک بار آواره کرده و چیرگی یافته و سواران در میان بنه و بیشه و شکستگی اسیر مانده، جز آن نتوانستند کرد که سلاح می افشاندند و در بیشه ها گریخته، تا هر نعمت که با ایشان بود دیالم بر گرفتند. میرظهیرالدین مرعشی در این باره می نویسد:«بعداز چند روز داعی را از دیلمان و گیلان مدد رسید، داعی از چالوس سوار شد و به خواجک(خاچک و به نقلی نوشهر امروز) نزول کرد و سلیمان با اصفهبد(ملک الجبال قارن بن شهریار) به پای دشت(آهودشت امروز) آمد و داعی به لاویجه رود معسگر ساخت وسادات را با نفری چند بفرستاد تا به منقلای لشکر شبیحخون بزدند و ایشان را منهزم ساختند و بسیاری را تاراج نمودند.
بنا بر اقوال شفاهی، مردم لاویج بر این باورند که مرداویج زیاری به این آبادی آمده است و نیز می گویند که لاویج از دورانهایی بسیار دور، یک امیر نشین محلی بوده استو خرابه های باقیمانده از یک قلعه در سمت چپ معبر ورودی به آبادی بر بالای دامنه ی کوهستان مشرف به روستایی به نام دیزانکلا(
Dizankela) دلیل و شواهدی بر حکم رانی امیران محلی و امیر نشین بودن آن است و این قلعه به قلعه ی « نسالو » لاویج یا قلعه ی شاه نشین و پی نسا (Penesa ) معروف است. شاید بتوان گفت قلعه ی مذکور محل سکونت و حکم رانی دست نشاندگان آل زیار در این منطقه بوده است. در سمت راست دیواره ی سنگی تنگه ی لاویج، سنگ واره های آهکی وجود دارد که مردم ان را نقش برجسته و نیم تنه ی مرداویج زیاری می دانند و هم چنین برخی معتقدند نام لاویج از تغییر در اسم مرداویج زیاری گرفته شده است.
با در نظر گرفتن این موضوع که آمل و رستمدار (نور) محل درگیری و نبرد بین مرداویج زیاری با سید ابو جعفر الداعی علوی، برادر زاده ی ناصر کبیر (داعی علویان طبرستان) و متفقش ماکان بن کاکی بوده و مرداویج زیاری  پس از کشته شدن اسفار(شیرویه) به جای او به حکومت دیلمان( کوهستان های غرب گیلان) دست یافته و رودبار و طالقان و رستمدار را به تصرف در آورد. ممکن است بهئ منطقه لاویج هم آمده باشد. (حوادث سالهای 320-315هجری) با توجه به این که از لاویج راهی به بلده ی (نور) و از ان جا به تهران و شمیران وجود دارد.
لاویج همیشه جزیی از سرزمین رویان و یا دقیق تر رستمدار بوده است وبه نوعی در حوادث و روی دادهایی که در رستمدار به وقوع می پیوست، سهیم بود. چون در منطقه ی  رویان و رستمدار پادوسبانان از سال 22 تا 1006 هجری، حکم رانی داشتند و این منطقه در وقایع مهم و اختلاف ها و نبردهایی که بین این سلسله ی محلی با حکم رانان دیگر طبرستان، چون ملوک باوند(ماوک الجبال9 و فرمانروایان بزرگی که قصد تصرف رستمدار را داشتند، چون علویان، زیاریان، صفاریان، سامانیان، غزنویان، سلاجقه، خوارزمشاهیان، مغولان، مرعشیان، تیموریان، و صفویان در می گرفت، همواره نقش داشت.
لاویج در طول تاریخف گذر گاه و گریز گاه فرمانروایان بزرگیف مانند امیر وجیه الدین مسعود سربداری بوده است. امیر مسعود سربداری بعد از فتح گرگان وارد مازندران شد و بعد از ان که متحمل شکستهایی در ساری و امل شد به طرف رستمدار حرکت کرد. پادشاه مازندران ملک فخر الدوله حسن بن کیخسرو آخرین امیر باوندی ملک الجبال (750-734ه.ق) و حاکم رستمدار ملک جلال الدوله اسکندر، لشکریان امیر مسعود را از دو جانب در محاصره گرفتند، تا این که امیر مسعود را لاویج را در پیش گرفت و در ان جا دچار شکست سختی گردید. میرظهیرالدین مرعشی می نویسد:« امیر مسعود با یاران کاری خود رو به طرف رستمدار نهادند چون جلال الدوله ملک فرمان داده بود، تا به یک فرسخی آمل که یاسمین کلاته بود رسیدند از پیش لشکر رستمدار، از عقب سپاهیان مازندران دست جلادت بگشادند، چون امیر مسعود دید کار از دست گذشته، به اولین مرحله رستمدار ، کیا جلال احمد و برادر زاده ها را به قتل آوردند و رو به هزیمت نهادند به راه لاویج متوجه گشتند. ملک مازندران در عقب  و ملک رستمدار از پیش از یاسمین کلاته تا نهایت رودبار نور یک معرکه شده بود و کشته ها بر زمین افتاد، مجموع لشکر را به زخم تیر و تیغ و گرز در آن حدود به کلی متفرق گردانیدند.»
امیر مسعود بعد از این شکست سخت در لاویج، از راه رودبار به یالورو و همراه چند تن از نزدیکان خود به قریه ی اوزدر نور (بلده ی امروز ) رفت و در ان جا دستگیر و نزد جلال الدوله اسکندر حاکم رستمدار فرستاده شد. به دستور حاکم رستمدار بعد از دو روز امیر مسعود را کشتند.
فرمانروایی پادوسبانان هم چنان بر رویان و رستمدار (نور ) ادامه داشت تا اینکه در سال 760ه.ق میر قوم الدین مرعشی، حکومت مرعشیان را تاسیس کرد. در سال 782ه.ق سید فخر الدین مرعشی فرزند میر قوام الدین با تصرف رستمدار و رویان و قلاع نور و کجور و پی اسپرس و سلیر قلاع پادوسبانان و شکست عضد الدوله قباد و کشته شدن او قریه ی واتاسان را در نزدیکی ناتل (پایتخت دشت رستمدار) بنا نهاد و مقر حکومت خود ساخت. اما به زودی امیر تیمور گورکانی(در یال 786ه.ق ) به مازندران و رستمدار لشکر کشید و سادات مرعشی نیز از تیمور شکست خوردند. سید فخر الدوله بیش از 10 سال،(792-782ه.ق) نتوانست بر رستمدار حکومت کند با کشته شدن عضد الوله قباد در جنگ کجور با سید فخر الین مرعشی، عمویش سعد الوله طوس بن زیار بر رستمدار حکومت یافت، امیر تیمور در لشکر کشی دوم خود به مازندران در سال 794ه.ق به کلی سادات مرعشی را سرکوب کرد و بر رستمدار(نور) نیز تسلط یافت.ملک پادوسبانانی به رستمدار ف ملک کیومرث بن بیستون بن گستهم بن زیار(857-807ه.ق) دو تن از سادات مرعشی را در لاویج پناه داد.
بعد از بازگشت مرعشیان از تبعید ماوراءالنهر که امیر تیمور در حقشان روا داشته بود، در زمان حکومت این سادات که به مرعشیان مازندران معروفند و در زمانی که سید علی بر ساری حکومت می کرد. (802-809ه.ق) سید غیاث الدین علیه برادر خود خروج کرد و بر برادر دیگر، سید مرتضی را به حکومت ساری رسانید، تا این که سید علی بار دیگر حکومت ساری را به دست آورد، در این وقت سید مرتضی به لپور نزد کیاییان بیستون به سواد کوه رفت و سید غیاث الدین به لاویج پناه برد. میر ظهیرالدین مرعشی می نویسد:« سید غیاث الدین بارفروش ده را (که حاکم آن جا بود) بگذاشت و به آمل آمد، سید علی آملی (حاکم آمل) او را عذر خواست، و چون از آنجا نامید گشت به رستمدار آمد و صورت حال را بر ملک معظم کیومرث{بن بیستون} معروض داشت، ملک او را به لاویج جای داد و آنجا ساکن شد.» بعد از مدتی سید غیاث الدین به مقر ایالت خود در بارفروش ده (بابل) بازگشت.
در نوبتی دیگر سید کمال الدین، حاکم آمل به وسیله ی سید محمد، حاکم ساری (856-837ه.ق) از حکومت آمل برکنار شد و سید محمد، فرزند خود سید عبدالکریم را به جای او نشاند،  سید کمال الدین نزد ملک کیومرث رستمدار رفت، اما ملک کیومرث علی رغم این که با سید محمد صلح کرده بود، اجازه داد سید کمال در رستمدار بماند و او را به قریه ی لاویج فرستاد.
میرظهیرالدین می نویسد: « سید کمال الدین یک ماه از ایشان مهلت خواست در رستمدار یراق خود بکند و بیرون رود، مهات داده در قریه ی لاویج بازداشتند.» تا این که عمویش سید مرتضی در آمل به حکومت رسید و تا این زمان سید کمال الدین هم چنان در لاویج بود، تا به اجازه ی سید مرتضی به آمل بازگشت.
پس از مرگ ملک کیومرث بن بیستون سلسله ی پادوسبانان به دو بخش پادوسبانان شاخه ی نور و کجور تقسیو شد و بین فرزندان ملک کیومرث اختلاف افتاد و بعد از مدت ها نبر و اختلاف و جنگ و گریز سرانجام ملک اسکندر به فرمانروایی پادوسبانان شاخه ی کجور و ملک کاووس به فرمانروایی شاخه ی پادوسبانان شاخه ینور رسیدند، اما بین آنان همواره اختلاف و مخاصمه بود. حکومت ملک کاووس در نور و ملک اسکندر در کجور بین سالهای (881-880-857ه.ق) برقرار بود.
سید ظهیرالدین مرعشی مولف کتاب گیلان و دیلمستان و کتاب تاریخ طبرستان و رویان و مارندران، چندین بار مامور لشکرکشی به رستمدار برای حل اختلاف ملک اسکندر و ملک کاووس شد و نوبتی برای سرکوبی ملک کاووس که به برادر ش ملک اسکندر شوریده بود، فرمان داشت. میرظهیرالدین در ماموریت های خود چند بار از لاویج عبور کرد. او از طرف کارکیا، سلطان محمد حاکم گیلان برای این مهم انتخاب شده بود که با ملوک رستمدار طریق مودت و موافقت می پیمودند.
مرعشی می نویسد:« بنا لر صلاح دید مشارالیه (ملک جلال الدوله اسکندر) روز دوشنبه غره ذی الحجه را از هزار خال کوچ کرده، به اب اندان کوه نزول واقع شد و از ان جا به خور تاوه رودبار نقل افتاده و از آن جا به راهی که صعب تر از آن ندیده ام به ناحیه ی لاویج به قریه ی ولیکان فرود امدیم.» میرظهیرالدین برای نوبتی دیگر که ما بین ملک کاووس و ملک جلال الدوله اسکندر اختلاف و نبرد درگرفت و ملک کاووس قصد تصرف حصه و مِلک مَلِک اسکندر را داشت از جانب کارکیا سلطان محمد به درخواست جلال الدوله اسکندر با پانصد نفر، مامور سرکوبی ملک کاووس شد که در قاعه ی بلده ی نور بود. صلحی که نوبت قبل به وسیله ی میرظهیرالدین بین کاووس و اسکندر برقرار شده بود، کاووس از آن روی بر تافته بود. میرظهیرالدین در راه بازگشت  از محاصره ی ناموفق قلعه ی بلده ی نور از راه لاویج گذشت. او مینویسد: « چون از میان برف بیرون آمدیم در آن راه لای و گل، بسیار در پیش آمد که از ان صعب تر راه، عجب که در دارالمرز کسی دیده باشد و بسیاری چارپای حملی در آن محل بماندند وبه زحمت هر چه تمام تر از ان مهلکه لشکر را به قریه ی لاویج رسانیده آمد و آن شب ان جا به سر بردند و صباح از آن جا به نواحی ناتل رستاق نزول واقع شد.»
بعد از تاسیس سلسله س پادوسبانی شاخه ی نور به وسیله ملک کاووس (857ه.ق) تا انقراض پادوسبانان در نور و کجور (1006ه.ق) لاویج نزدیکترین و بهترین و راحت ترین راه ارتباطی بین قلعه ی بلده ی نور و مرکز پادوسبانان آل کاووس با ناتل مرکز و پایتخت قشلاقی  ودشت رستمدار بود و پادوسبانان آل کاووس نور (1006-857ه.ق) از این معبر مهم ارتباطی برای رفت و آمد به قلعه ی نور و ناتل استفاده می کردند. با انقراض سلسله ی پادوسبانان در عهد صفویه به وسیله شاه عباس، رستمدار (نور) که لاویج جزیی از آن بود، تحت سلطه ی حکومت مرکزی (صفویه) در آمد و پس از آن اطلاع دقیقی از تاریخ لاویج در دست نیست.


کتابنامه ها:
1. آملی، اولیاء الله. تاریخ رویان. به کوشش منوچهر ستوده. تهران، بنیاد فرهنگ ایران،1348ه.ش 
2. ابن اسفندیار، بهاالدین محمدین حسن. تاریخ طبرستان. به کوشش عباس اقبال، تهران، کلاله خاور،چ 2 ،1366
3. اعظمی سنگسری، چراغعلی. گاوبارگان پادوسبانی، بازماندگان ساسانیان در رویان از 22 تا 1006 هجری(قمری) تهران،بی نا، 1354
4. بلاذری، احمدبن یحیی. فتوح البلدان(بخش مربوط به ایران)، ترجمه آذرتاش آذرنوش. تهران، بنیاد فرهنگی ایران،1346
5. رابینو،هیاثینت لویی(ه.ل ). مازندران و استراباد. ترجمه غلامعلی وحید مازندرانی، تهران، علمی و فرهنگی،1346
6. مجتهدزاده،پیروز. شهرستان نور، تهران، صبح امروز،1351
7. مرعشی، میرسید ظهیرالدین. تاریخ طبرستان و رویان و مازندران، به کوشش محمد حسین تسبیحی، تهران،موسسه مطبوعاتی شرق، چ 3، 1367
8. تاریخ گیلان و دیلمستان، به کوشش منوچهر ستودهف تهران، اطلاعات،چ 2،1364ه.ش

(1). دکترای تاریخ، متولد 1343،ساکن چمستان نور

 

|+| نوشته شده توسط <-وحید کیانی-> در چهارشنبه 10 اسفند1384 و ساعت 15:43 | 
مقاله تاریخی از فیل سنگی لاویج

 
 دکتر صفر یوسفی 
 ( دکترای تاریخ) 
                                   فیل سنگی لاویج


یکی از افسانه های تاریخی که در میان مردم لاویج نور رواج دارد و پرده از یک اسطوره ی مذهبی بر می دارد این است که امام حسن(ع) به این دیار سفر کرده بود. این نکته در مضمون دوبیتی ای منسوب امیر پازواری نیز دیده می شود وآنچه در افواه جاری است شاید برگرفته از همین دوبیتی باشد، یا این دو بیتی بر اساس این داستان سروده شده است:
یارون بَوینین چه خار جائه لاویج
                                                                           بی تش و کله آب گرمائه لاویج
فیل هندستون سنگِ سِیاهئَه لاویج
                                                                           امام حسن(ع) مُعجز نِمائه لاویج
«یاران ببینید لاویج چه جای خوبی است، بدون افروختگی آتش آبش گرم است. فیل هندوستان به سنگ سیاه تبدیل شده است، و این فیل سنگی معجزه ی امام حسن(ع) است»
این داستان را برخی از کهن سالان چنین نقل می کنند: روزگاری که امام حسن مجتبی(ع) به این دیار سفر کرده بود فیل عظیم الجثه ای از هندوستان آمده بود که موجب رعب و هراس عموم شد، امام حسن(ع) برای آن که فیل آزاری به مردم نرساند، با عصای امامت اشاره ای به فیل کرد و آن فیل به صورت یک تکه سنگ سیاه در آمد.
افسانه دیگری می گوید: روزی امام حسن (ع) از کنار خانه ای عبور می کرد، زنی را دید که مشغول پختن نان بود، امام از او قرصی نان درخاست می کند، ولی زن نمی پذیرد، امام انگشتری خود را عوض نان عرضه میکند، زن انگشتری را گرفته، آن را در کفه ی ترازو می گذارد و نان را در کفه ی دیگر، وقتی می بیند کفه ای که انگشتری در آن قرار دارد سنگین تر است با گذاشتن نان بشتر در کفه ی دیگر می خواهد هر دو را یکسان کند، ولی همچنان آن کفه سنگین تر است، از فروختن نان منصرف می شود، امام در حق او نفرین می کند، پس از آن در این مکان چشمه ی کوچکی از آبگرم پدید می آید که به « تنیرو» (
taniro
)معروف است.( در این باره اشاره خواهیم کرد)
در منابع و متون تاریخی، از جمله اخبار الطوال دینوری (متوفی283ه.ق) و تاریخ یعقوبی احمد ابن یعقوب (متوفی284ه.ق) که از قدیمی ترین تاریخ عمومی در بین منابع تاریخی اسلام است، از آمدن امام حسن (ع)به ایران ذکری نشده است، تنها " فتوح البلدان" بلاذری گزارش می دهد که امام حسن به ایران و به طبرستان و رویان آمد، بلاذری می نویسد:« گویند که عثمان بن عفان، سعید بن عاص بن امیه را در سال بست و نه هجری والی کوفه گردانید،...پس سعید به طبرستان رفت، گویند که حسن و حسین فرزندان علی بن ابی طالب علیهم السلام نیز با وی بودند»(1)
ابن اسفندیار و میر ظهیر الدین مرعشی نیز از آمدن امام حسن (ع) به آمل و مامطیر(بابل) سخن گفته اند، ظهیر الدین از ابن اسفندیار و به نظر می رسد ابن اسفندیار ازبلاذری روایت کرده باشد. برخی از پژوهندگان معاصر آمدن امام حسن(ع) را به مازندران مردود شمرده اند. (2) سپاهیان فاتح عرب هیچ گاه تا دوران اموی به سر زمین های طبرستان و رویان و دیلم دست نیافتند، و یا اینکه دست کم تا دوران خلافت عمر و عثمان به گرگان و قسمت محدودی از شرق طبرستان راه یافتند و در زمان خلافت معاویه، مصقله بن هبیره شیبانی به نواحی رویان وارد شد. ظهیر الدین می نویسد:« ابن مصقله در زمان معاویه با چهار هزار لشکر به طبرستان آمد و دو سال با فرخان اصفهبد طبرستان در مجادله و محاربه بود آخر الامر در کجور کشته شد و در قریه چهار سو مدفون است.

فیل سنگی لاویج

مسلمان شدن مردم کوهستانی طبرستان و رویان و دیلم و حتی نواحی جاگه ای، بیشتر به وسیله ی داعیان علوی زیدی صورت گرفت و یک چندی مذهب زیدیه به وسیله آنان در طبرستان و دیلم رواج یافت.عامل دیگر گسترش اسلام و مذهب شیعه در منطقه، روی اوردن پناهنده شدن سادات علوی به این مناطق بود که در معرض کشتار و نفی بلد از سوی خلفا و حاکمان دست نشانده ی انها در قرون اولیه اسلامی قرار گرفته، به نواحی البرز هجرت کردند و در این مناطق نیز مورد تعقیب عمال خلفا قرار گرفته جایگاه امنی نیافتند و برخی نیز کشته شدند، نشانه ی این امر وجود امم زاده های متعددی است که در سراسر دو سوی البرز دیده می شود. در منطقه ی لاویج نور نیز مقبره ی چهار تن از سادات وجود دارد.

با توجه به آن چه گفته شد آیا می توان افسانه ی موجود در دو بیتی امیر را صحیح پنداشت؟ پاسخ به این پرسش نیاز به تاملی عمیق دارد. جالب آن است که این سنگواره به گونه ای نیست که هر کسی در ذهن خود آن را با شکل اصلی فیل تطبیق دهد این سنگواره کاملاً شکل یک فیل عظیم الجثه است که بر شکم خوابیدهف دارای خرطومی به شکل خرطوم فیل است، اگر چه قسمتی از آن را بنا به گفته مردم ، سودجویان شکسته اند.
حال باید پرسید اگر این سنگواره یک فیل واقعی بوده است و افسانهی موجود در دو بیتی را بپذیریم چگونه در این مکان قرار گرفته است؟ جایی که حتی اسبان چابک  سواران عرب نتوانسته اند به ان راه یابند بعید به نظر می رسد که چنبن فیل عظیم الجثه ای به آن جا راه یافته باشد و شرایط جغرافیایی و زیست گاهی این منطقه با توجه به کوهستانی بودن  آن مکان مناسبی برای زیست فیل نیست. به علاوه منشاء پیدایش چنین افسانه ای (حضور امام حسن (ع)در منطقه) شاید وجود سلدات علوی زادگانی است که به نقاط دور دست از جمله این مناطق گریخته اند، و مردم با مشاهده ی بزرگی و منش والا و به احترام کرامتشان، آنان را امام تصور کردند.

نکته شایان ذکر آن است که هر اسطوره ای رگه هایی از واقعیت را در خود دارد، شاید جابجایی شخصیت حسن بن زید علوی با امام حسن (ع) باشد. نکته دیگر اینکه اگر منظور از امام حسن(ع)در دو بیتی مورد نظر امام حسن عسگری هم باشد باز احتمال حضور ایشان با توجه به ایمکه در سامره تحت نظر بودند کاملاً منتفی است اگر چه مکان دفن نماینده ی ایشان، بنا به اقوال، در بلده ی نور باقی است.
بر این اساس شخصیتی که در این افسانه آمده شاید همان حسن بن زید باشد که بنا بر گزارش ابن اسفندیار و میر ظهیر الدین مرعشی و اولیاء الله آملی هنگامی که از مقابل سلیمان بن عبدالله حاکم طاهری در ساری برای اولین بار گریخته بود، تا لاویج رود آمده، و به احتمال  در ادامه مسیرش از لاویج نیز عبور کرد. ابن اسفندیار می نویسد « حسن بن زید به لاویج رود امد و مشورت طلبید از یاران خویش، و به او گفتند این جایگاه نکوست ...»(3) اولیاء الله آملی نوشته است: « داعی(حسن بن زید) به لاویج رود معسگر ساخت..».(4) مرعشی  می گوید: « بعد از چند روز داعی را از دیلمان و گیلان مدد رسید داعی از چالوس سوار شد و به خواجک (خاچک امروزی) نزول کرد سلیمان (ابن عبدالله طاهر) با اصفهبد (ملک الجبال قارن بن شهریار) به پای دشت آمد داعی به لاویجه رود معسگر ساخت.»(5)
افسانهی دیگری که در ارتباط با فیل سنگی وجود دارد و آن را معجزه ای منتسب به امام حسن(ع) جلوه می دهد « تنیرو» است. شکلی که شاید به مرور زمان بر اثر خروج آهک ها و گچ ها در کناره ی چشمه ی آبگرم به وجود امده آن را کاملاً شکل یک تنور ساخته است. تنور و محای که آب از آن فوران می کند در ارتفاع خاصی قرار گرفته است، این همه دقت اتفاقی در کار طبیعت خود عجیب است. نفرین کردن امام در حق زنی و نیز درخواست قرصی نان از آن زن که برخلاف طبع بلند و منش والا و منیع آن حضرت بوده، هم چنین آماده بودن ترازو برای وزن کردن نان همه گویای ان است که دریابیم اسطوره از چه لایه ی نازکی، نقب به تاریخ و واقعیت می زند و تمییز لایه ی ظریف بین افسانه و واقعیت چقدر دقیق و دشوار است.

فیل سنگی لاویج

فرجام سخن، ماندگاری این سنگواره در زمانی بس طولانی است، اگر به تاریخ یا واقعه ای  که در این افسانه
آمده نگاه کنیم و یا پیدایی آن را به زمان سرودن دو بیتی منسوب به امیر پازواری بدانیم در هیچ یک از منابع تاریخ عمومی یا محلی نامی از این سنگواره ذکر نشده است. نگاهی دقیق تر به ان نشان می دهد که به احتمال در دوره هایی نه چندان دور به وسیله ی افراد تغییراتی یافتهف چنان که دیوار شکمی  و پشت آن با لایه ای از ساروج یا سنگ های سیمانی پوشش یافته است، و این برای جلوگیری از فرسایش طبیعی، یا برای جبران تخریب های ناشی از دستبردهای انسانی بوده، که به طمع یافتن گنج و دفینه ی موجود در آن، صورت گرفته است که در دل خویش راز های سر به مهری از تاریخ فرمانروایان و حاکمان را پنهان کرده است و نیز به دست همان فرمانروایان ساخته شده؛ اما این نکته همچنان باقی است که چرا تندیس موجودی را انتخاب کردند که هیچ ارتباطی با شرایط طبیعی و جغرافیایی منطقه ندارد و حتی ذهنیتی نامانوس دارد. آیا سنگواره طبیعی از گچ وآهک بوده با توجه به این که در کنار چشمه ی آبگرم قرار گرفته، و به دلیل شباهتش با فیل، فرمانروایان محلی ان را تکمیل کرده، به صورت سمبلی برای حکومت خود در آورده اند و در آن گنجینه های با ارزش خود را نهفته اند؟ می گویند اگر کسی بخواهد این سنگواره را خراب کند با حمله مارها و افعی ها روبه رو میشود، این حادثه چندین بار هم رخ داده است، این امر چه صحت داشته باشد چه نداشته باشد، سبب شده است که افراد به ندرت جرئت نزدیک شدن به آن را داشته باشند و بدین سبب سنگواره کمتر به وسیله عامل انسانی تخریب شده است. به هر حال این سنگواره را چه به صورت سمبل، دفینه، آرامگاه، یا سنگواره ای طبیعی از گچ و آهک تصور کنیم بی مبالغه باید گفت در حد خود شاهکاری سترگ، و زیباترین اثری است که به عنوان یادگاری از تاریخ، سبب ماندگاری هویت و حافظه تاریخ قومی و منطقه ای می تواند باشد، اگر چه منتسب کردن آن با معجزه ی یاد شده در دو بیتی امیر نمی تواند تطابق و سازگاری داشته باشد و این احتمال تقریباً منتفی است، شایسته است به دلیل اهمیتی که دارد، مورد شناسایی و توجه قرار گیرد.  در واقع این زیبایی وقتی کامل می شود و موجب شگفتی خواهد شد، که در نظر بگیریم این سنگواره در سرزمینی چون هند با افریقا به عنوان سمبل یا نماد وجود دارد چندان عجیب نمی نمود، اما در این منطقه علیرغم گسیختگی جغرافیایی با زیست گاه اصلی فیل و عدم پیوند این سمبل با فرهنگ بومی چه می کند، موجودی غریب با منطقه که بسیار زیبا و ساکت بر جایگاه خویش نشسته است و چون تصویری پروقار بر تابلوی این سرزمین نقش بسته است، چون تندیسی از غربت تاریخ است که رنج دورافتادگی از وطن مالوف را در سینه دارد و نگاهش تا دور دست ها چون دیرینگی های سرزمین رویان رازناک و اساطیری است.


پی نوشته ها:   

1. بلاذری ، احمدبن یحیی. فتوح البلدان( بخش مربوط به ایران) ترجمه ی آذرتاش آذرنوش. ص92.

2. کسروی ، احمد. مجموعه مقالات.
3. ابن اسفندیار. تاریخ طبرستان . ص234.
4. آملی، اولیاء الله. تاریخ رویان. به کوشش منوچهر ستوده. ص91.
5. مرعشی، میرظهیرالدین. تاریخ طبرستان و رویان و مازندران. به کوشش محمد حسین تسبیحی.ص133.

 

 



 

|+| نوشته شده توسط <-وحید کیانی-> در چهارشنبه 3 اسفند1384 و ساعت 19:0 | 
جنگل های شهرستان نور و ارزشهای توریستی آن
جنگل های شهرستان نور و ارزشهای توریستی آن:

ذخایر جنگلی شهرستان نور بسیار وسیع و غنی است که اغلب از درختان ساحلی تا درختان سخت چوب و با ارزش تشکیل شده است. درگذشته های نه چندان دور سرتاسر نوار ساحلی پر از جنگلهای انبوهی بوده که حتی روستاهای ساحلی را نیز فرا گرفته بودند.
امروزه تمام نوار ساحلی، جلگه ها، تپه های مشرف به جلگه ها و حتی اراضی درون جنگل ها، از درختان انبوه و بلند خود خالی شده و به عنوان اراضی مزروعی آبی و دیمی مورد استفاده قرار می گیرد. درآغاز بهره برداری صنعتی از جنگل های نور، جاده های جنگلی زیادی احداث شده که امکان دسترسی به نواحی مختلف جنگل را میسر می سازد. علاوه بر جاده های شهرهای جنگلی، جاده های روستایی فراوانی نیز به طور مستقل یا پیوسته احداث گردیده اند که عمده آنها شوسه و برخی از آنها آسفالت می باشد. این جاده ها دسترسی به فضاهای جنگلی را تسهیل می کنند.
جنگلهای نور دارای چشم انداز مرتفع و دره ای با جنگلهای انبوه و متراکم که از تپه های بلند مشرف به جلگه تا دامنه های بلند دماوند گسترش یافته است. صخره های بلند، دره های عمیق، رودخانه های متعدد، چشمه سارهای بزرگ، آبشارهای بلند، پوشش گیاهی رنگارنگ، حیات وحش متنوع، آبهای گرم، ییلاقات کم نظیر، فضاهای ویژه روستایی و مناظر بدیع و دلپذیر از ویژگی های این مجموعه جنگلی است که قابلیتهای توریستی شگرفی را به نمایش گذاشته است. نبود دسترسیهای مناسب، بهره برداری توریستی از این جنگلها را محدود ساخته است.
بدون تردید، ارزشهای تفریحی و توریستی جنگلها امر روشنی است که نیاز به برهان ندارد. ولی جنگلهای نور با وجود امکانات شگرف و کم نظیر، از نظر بهره برداریهای توریستی و تفریحی بسیار ضعیف و منحصر به پارکهای جنگلی حواشی سواحل و جاده ها است. نبود تجهیزات، خدمات و مدیریت، مهمترین عوامل عدم بهره برداری های تفریحی و توریستی از جنگل هاست. جنگلهای نور در فصلی از سال چهره می آرایند و رنگی دگر می یابند، دارای بهاری سر سبز و با طراوت هستند که عطر گلهای وحشی آن سراسر مناطق جنگلی را فرا می گیرد. تابستانی خنک و متبوع را به ارمغان می آورند که سایه های گسترده و غیرقابل نفوذ آنها موجب تمدد اعصاب و آرامش درونی انسان می گردد. پاییز رنگارنگ آنها نیز ، تابلویی بدیع و مجسمی را به نمایش می گذارد. و در نهایت زمستان پوشیده از برف آن، خاصه در ارتفاعات، خالی از لطف نبوده و دارای زیبایی خاصی است.

|+| نوشته شده توسط <-وحید کیانی-> در سه شنبه 4 بهمن1384 و ساعت 16:49 | 
مقاله ای از وضعیت اکوتوریسم در شهرستان نور
  

    
   اکوتوریسم منطقه نور : بررسی توانمندیها و چالش های اقتصادی آن




      وحید کیانی   
 (کارشناس جغرافیا)  
 v_kiyani6_yas@yahoo.com

جهانگردی که اززمانهای بسیار دور هم، مورد توجه انسان قرار داشته،امروز به چنان وسعت و غنایی دست یافته که درآمدهای حاصل از آن در پاره ای از موارد از عمده ترین شاخه های فعالیتهای صنعتی نیز آشکارا فراترمی رود.
جهانگردی چه به صورت خود جوش و چه بر اثر تدابیری که از سوی دولت اتخاذ می شود،جغرافیای بسیاری از کشورهای جهان را با دگرگونی های بنیادی مواجه کرده است.مناطقی که عمدتاً برای گذران تعطیلات برگزیده می شوند وابستگی شدیدی به محیط طبیعی و روانی و اجتماعی دارند. با توجه به منطقه مورد بحث ما که یکی از کمربند سبز سرزمین خشک و نیمه خشک ایران را در مناطق شمالی کشور تشکیل می دهد و وجود رشته کوههای عظیم البرز در جنوب و دریای نیلگون خزر در قسمت شمالی آن و فاصله کوتاه بین کوه،جنگل و دریا،چشم اندازهای بی نظیری به این منطقه بخشیده است. وجود دره های زیبا،آبشارهای بلند و چشمه های جوشان،جنگل های سرسبز و سواحل زیبا در یک ناحیه کوچک این منطقه را برای یک منطقه اکوتوریستی مهیا میسازد که می تواند نقش های جدیدی در فعالیتهای اقتصادی مردم منطقه و حتی تغییر کاربری اراضی آن ایفا کند.
شهرستان نور دارای موقعیت دریا کناری می باشد که سواحل زیبایی را در این ناحیه به وجود آورده که هرساله در ایام تابستان و تعطیلات پذیرای توریست های زیادی می باشد.در قسمت جنوبی این شهرستان کوهستانهای بلند و مرتفع قرار گرفته که پوشیده از جنگل های انبوه و سرسبزی میباشد.وجود جلگه های وسیع در بین جنگل و دریا وشالیزارهای سرسبز در فصل بهار و تابستان منظره زیبایی را به این منطقه می دهد.
با توجه به توربستی بودن منطقه می توان با جذب سرمایه های خارجی و ارئه طرح ها و برنامه های توریستی و دادن وامهای کم بهره به مردم بومی برای ساخت و ساز خدمات توریستی همچون هتلها، رستوران ها،مهمان پذیرها و سفره خانه های سنتی و دیگر خدمات توریستی برای جذب توریستهای داخلی و خارجی اقدام کرد.
این کار میتواند در توسعه اقتصادی منطقه و حتی کشور بسیارمهم باشد و سرمایه زیادی را وارد کشور کند.جهانگردی آفریننده ثروت است و بیش از همه موجب پیدایش مشاغل بسیار است. درآمدهای حاصل از جهانگردی از کشاورزی نیز بیشتر است.از سوی دیگر بسیاری از صنایع با جهانگردی در ارتباطی نزدیک هستند. ازآن جمله صنایع ساختمانی،صنایع ساخت کشتی های تفریحی و ساخت کاروانها و از سویی دیگر فعالیت پاره ای از شرکت های قدرتمند وابسته به امر جهانگردی از آن جمله است.میزان در آمدهای ناشی از جهانگردی گاه به ارقام نجومی سر می زند.
با این تفاسیراین منطقه پتانسیل و قابلیتهای جذب توریست و جهانگرد چه داخلی و خارجی را دارد و میتواند در آینده ای نزدیک با توجه به رشد شتابان شهرنشینی و توسعه تکنولوژی و زندگی ماشینی و شعار بازگشت به طبیعت و نیاز به آرامش وسکوت شاهد شکوفایی هر چه بیشتر اقتصاد و تغییر چشم اندازهای جغرافیایی منطقه بود.
برای جمعبندی از مطالب این بحث جا دارد تا قابلیتها و تنگناهای منطقه بطور جداگانه ای عنوان گردد تا در پایان بتوان با ارئه راهکارهای اصولی به هر چه بارور شدن این صنعت نامرئی(توریسم)اقدام کرد.
ازقابلیتهای مهم منطقه 1. طبیعت بکر و دست نخورده که از نیمی از هزینه های توریستی می کاهد 2. تعداد زیاد توریسم و مسافر در هر فصلی از سال 3. ساخت هتلها،رستورانها و مجتمع های تفریحی و توریستی 4. ایجاد شرکت های تور مسافرتی 5. ایجاد مشاغل برای بسیاری از جوانان جویای کار 6. بوجود آمدن بازارهای صنایع دستی وبومی
7. بالا رفتن سطح درآمد مردم منطقه و به تبع آن رشد فرهنگی و اجتماعی و ......رامی توان نام برد.
از تنگناهای آن میتوان: 1. کمبود سرمایه گذاری دربخش توریست 2. نبود راههای ارتباطی خوب به نقاط دیدنی منطقه
3. کمبود امکانات و تسهیلات در اقامتگاههای توریستی 4. نداشتن برنامه ها و طرح های هدفمند دربخش توریسم 5. ضعف شدید در شناسایی نقاط توریستی منطقه توسط کارشناسان خبره و ارئه راهکارهای منطقی 6. خوب استقبال نکردن از سرمایه داران داخلی و خارجی. 7. نبود برنامه و طرح های اصولی در زمینه جذب سرمایه های خارجی و ایجاد روحیه مشارکت شرکت های خصوصی ودولتی در زمینه زیر ساختهای صنعت توریسم 8. حمایت نکردن دولت درسرمایه گذاریهای سنگین در بخش توریست و ...... می باشند.
درحالی که می توان با برنامه ریزی صحیح و اصولی زمینه اشتغال زیادی برای ساکنین محلی بخصوص جوانانی که به خاطر نداشتن اشتغال مناسب در حال مهاجرت ازشهرشان هستند را فراهم نمود. هماهنگ بودن کلیه سازمانها،ارگانها،نهادها و بخش خصوصی و دولتی دریک راستا و همسو نگری  برای رسیدن به یک هدف و خوداری از دوباره کاری ها وهزینه های اضافه می تواند راهگشای بسیاری از معضلات توریستی- تفریحی منطقه باشد.

                                                                                          نویسنده : وحید کیانی

|+| نوشته شده توسط <-وحید کیانی-> در یکشنبه 2 بهمن1384 و ساعت 15:30 | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar
مدیریت وبلاگ لاویج شب و روز خوشی را برای شما آرزو مند است.